Nooristani Music

ممرات

قصه ممرات

یک نفر در یک از قریه های ولایت نورستان دو زن داشت از یک زن بچه جوان دلیر وشجاع وبسیار زیبا که نام اش ممرات بود

یک نفر مسن که دوست ممرات بود به سر کو رسید ودید که دوست اش است

صدا کرد که ممرات دوستم زور شما با رسید ؟

ممرات جواب داد که حق به زور گو است دوستم

مسن گفت که این کار نکیند ورنه شما را میزنم که ممرات به خندا قهقهه جواب داد که تو مارا زدن را بیبن باز بین شان شرط گذشتند که هر دو به نوبت خود زیر سنگ میشینند وفقد پیشانی خود را اشکار میسازند وهر دو به این شرط موافقه نمودند

اول مسن به نوبت خود فایر کرد اما خطا خورد

دوهم بار ممرات پیشانی مسن را زد وبه قتل رساند از این خاطر ممرات نام گذشتن

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Scroll to top