Nooristani Music

طوفان آمدن

قصه طوفان آمدن در قریه څوڅم

یک نفر به قریه پشکی پیش به یک آهنگر رفت وقصه کرد که بیا تا آن جا یک جهیل کلان دولت یا سرمایه است اورا خالی کنم هر دویش توافق کردن ونفر آهنگر دیگر راهم گفتند ودل نا دل همرای شان روان شد وقتیکه به جهیل نزدیک رسیدند آسمان ابر ی شد وباران شروع شد وطوفان آمد وهریک فرار می کردند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Scroll to top